ظاهراً دو هفتهايی به تموم شدن ثبتنام لاتاری آمريكا باقی مونده و اين روزها خيلی از جماعت رو ديدم كه با شور و ذوق، دنبال پُر كرده فرم لاتاری هستند تا شايد اينبار اونها بَرندهی خوشبختِ قرعهكشی آمريكا بشن و همای سعادت بياد و بشينه روی شونهشون و بتونند به سرزمين موعود پرواز كنند. اين روزها همه دارن از اين مملكت ميرن. آمريكا، استراليا، انگليس، فرانسه، مالزی، اگه هيچ جايی هم نشد حداقل برن هند و دبی. تا اينجاش هيچ بحثی نيست ولی خب بنظر ميرسه كه اكثراً نميدونند چرا و برای چی و با كدوم هدف دارن ميرن. با خيلیها كه صحبت میكنی فقط ميگن ميخواهيم بريم كه ديگه اينجا نباشيم! هيچ كدومشون خبر از دردسرهای زندگی امروز غرب و خارج از ايران ندارند. عمدتاً يه گوشهايی، اونهم اون گوشهی شيك و قشنگِ زندگی غرب رو ديدند و سر بزرگش رو كه زير لحاف مخفی شده رو نديدند.
به دوستم كه دهسال پيش مدرك مهندسيش رو گرفته و اينجا هم كار و زندگی و پست و مقام خيلی خوبی داره ميگم، اگه از من ميپرسی حتماً برو و شك هم نكن ولی خب ميدونی كجا داری ميری؟! ميدونی الان اوضاع اقتصادی آمريكا چه جوريه؟! ميدونی ماهی چقدر حقوق میگيری؟! در رابطه با بيمه و هزينههای پزشكی و اجاره خونه چيزی ميدونی؟! ميدونی ماهی چقدر بايد بابت بيمهی خونه و ماشين و هزينههای زندگیت پرداخت كنی؟! ميگه آره دختر عمهام ميگه اگه بيايی ميتونی ماهی 5000 دلار حقوق بگيری. ميگم پنج هزار دلار؟!!! اگه فكر ميكنی سال هفتم زندگی توی آمريكا هم ميتونی پنج هزار دلار حقوق بگيری همين امروز پياده هم كه شده برو. پسر با اين سواد و با اين مدرك مهندسی پيزوریت، اونجا كه نمیتونی كار مهندسی بكنی بايد حداقل تا چند سال، كار پَست و پايين انجام بدی. توی رستوران، كارواش، فروشندگی، گارسنی، اونهم توی اين سن و سال. بعدش بايد بری كالج و تا ده و يازده شب درس بخونی، بعد از دو سه سال يه مدرك از اونجا بگيری و اگه تونستی با بدبختی وارد دانشگاه بشی. بابات در مياد. با زن و بچه، از پس هزينههاش بر ميايی؟! ميتونی با غربت و تنهايیش كنار بيايی؟! با عدم تعلق به اونجا؟! ميدونی هزينهی درس و دانشگاهها چقدر بالاست؟! ميگه دختر عمهام ميگه، اگه پات به آمريكا برسه همهی اينها براحتی حل ميشه. ميگن، اونجا دانشگاه رفتن كه كاری نداره. همه ميتونند برن دانشگاه و دانشجوها رو بورسيه میكنند. فرق دانشگاه اونجا با اينجا مثل يه قيف ميمونه كه اينجا اولش سخته و اونجا .... هزينههای درمان و پزشكی هم كه كاملاً مجانی هستش. دختر عمهام ميگه ... توی دلم يه فحشی به خودم و به دوستم و به دختر عمهی مادر فاكرش ميدم.
خيلی خوبه كه همهمون اين شرايط و امكانات رو داشته باشيم كه بتونيم حتی برای يه زمان كوتاه، زندگی توی يه كشور جهان اولی رو تجربه كنيم. اگه قصد مهاجرت داريد و از من میپرسيد، من ميگم حتماً اينكار رو انجام بديد و بريد ولــــی بدونيد داريد كجا ميريد. با هدف و انگيزهی فوقالعاده بالا بريد. سعی كنيد از تمام جهت و تمام ابعاد به زندگی در يه كشور بيگانه نگاه كنيد. سن و سالتون رو در نظر بگيريد. چون يه سفر سه روزه و يك هفتهايی به دبی و آنتاليا داشتيد فكر نكنيد واقعيت زندگی اينه كه شما هر روز ميريد تور كوير و وايد وادی و شبها هم توی ديسكو ميزنيد و تا صبح ميرقصيد و فردا هم توی سيتیسنتر، خريد میكنيد.
در ضمن فكر نكنيد همه دارند از اين مملكت ميرن. میخواهيد حداقل پنج نفر رو كه توی همين شيش ماه گذشته از آمريكا به ايران برگشتند رو من بهتون نشون بدم؟! میدونيد كه خيلی از ايرانیهايی كه سی سال پيش يعنی سالهايی كه ميشد توی آمريكا پول پارو كرد، رفتند و خيلی زرنگتر از شماها بودند، سالهاست كه ميخوان دوباره به اين مملكت برگردند ولی اونقدر غرق سيستم اونجا شدند كه ديگه نمیتونند؟! میدونيد خيلیها میخوان دوباره به همين كشور برگردند ولی قدرت و شهامت برگشتن ندارند؟! ميدونيد با درآمد ساعتی 7-8 دلار و گرفتن حقوق 1300 دلار بايد مثل مرتاضها زندگی كنيد؟! میدونيد خيلی از دوستان و رفقها و فك و فاميل شما كه توی كاليفرنيا زندگی میكنند فقط دلشون به اين خوشه كه شمايی كه ايران هستيد فكر میكنيد اونها خيلی خوشبخت هستند؟! ميدونيد با درآمد ماهی 1300 دلار (اگه اونهم كاری گيرتون بياد) برای يه پرواز داخلی و رفتن از يه ايالت به ايالت بغلی كه مثلاً پسر عموتون رو ببنيد بايد 500-600 دلار بليط هواپيما بدين و اين يعنی نيمی از حقوق ماهانهتون؟! میدونيد حداقل توی سالهای اوليه زندگیتون بايد همش ماشينحساب دستتون باشه و هی هزينه موبايل، برق، آب مصرفیتون رو حساب كنيد؟! تا حالا فكر نكردين كه چرا اين آدمهای خوشبخت كه توی اروپا و آمريكا زندگی میكنند برای درست كردن دماغ و دندون و لب و لوچه و باد فتقشون ميان و توی همين ايران جهان سومی اين عملها رو انجام ميدند؟! تا حالا در رابطه با نوع بيمه و مالياتی كه بايد هر ماه پرداخت كنيد، تحقيق كرديد؟!
من باز هم ميگم اميدوارم كه برای همه اين فرصت پيش بياد كه بتونند توی يه كشور پيشرفته زندگی كنند و باز هم ميگم كه اگه قرار مهاجرت كنيد، حتماً اينكار رو انجام بديد ولی نه بواسطه اينكه از اينجا خسته شدين. اينجا ترافيك و دود و بوق داره. اينجا سيستم خرابه. خيابونها چاله داره. والله بخدا اونجا هم ترافيك داره. اونجا هم سيستم اداری مزخرفتر از اينجا داره. اونجا هم اتوبانهاش چاله چوله داره. اونجا هم هيچ وقت به حق قانونیتون نخواهيد رسيد ولی با همهی اين حرفها حتماً مهاجرت كنيد ولی نه بواسطه حرفهای دختر عمه و زن عمو و پسر دايیتون. اگه قراره مهاجرت كنيد، با انگيزههای فوقالعاده قوی بريد كه وقتی بعد از ده روز با شرايط واقعی زندگی غرب آشنا شديد، واقعيت مثل يه آوار و سونامی روی سرتون خراب نشه كه آمريكا آمريكا كه ميگفتن اين بود؟!