Location via proxy:   [ UP ]  
[Report a bug]   [Manage cookies]                
Your Ad Here





sympathy

November 20th, 2008

And when you climb
into your bed tonight
And when you lock…
of the door
Just think of those
out in the cold and dark
‘cause there’s not enough love to go round

And sympathy
is what we need my friend


And sympathy
is what we need
And sympathy
is what we need my friend
‘cause there’s not enough love to go round

Now half the world
hits the other half
And half the world
has all the food
And half the world
...
‘cause there’s not enough love to go round

مرغي كه آشيان ندارد

November 12th, 2008

Mohsen vaziri, Photo by Pooyan Tabatabaei, Six Weeks of Iranian Art



محسن وزيري‌مقدم در 83 سالگي همچنان نقاشي مي‌كند. تابلوهاي جديدش حكايت از تجربيات تازه او در نقاشي و نگاه عميقش به مقوله رنگ دارد. اين روزها گالري طراحان آزاد ميزبان حدود 30 نقاشي و 4 مجسمه از وزيري‌مقدم شده است. او زمستان سال گذشته هم نمايشگاهي در گالري < هور> برپا كرد كه استقبال از آن بالا‌ بود. آخرين نمايشگاه خارجي وي تابستان امسال در تراموي ايتاليا برپا شد كه بازتاب آن هم خوب بود. وزيري‌مقدم سال 2005 به عنوان شخصيت برتر اروپايي از دست مقامات ايتاليايي جايزه گرفته است.


نقاشي‌هاي جديدتان حاكي از تجربه‌هاي جديد در مقوله رنگ و كمپوزيسيون است. آيا در نمايشگاه جديدتان اين نقاشي‌ها به نمايش گذاشته شده‌اند؟ اين كارها چندان جديد نيستند، در حقيقت شماري از آثار < شني> من آثار معروف به < هراس پرواز> و همچنين آثار سال‌هاي 2000 هستند. تعدادي از آثار هم سال گذشته در گالري هور به نمايش گذاشته شده بودند. در حقيقت اين آثار مربوط به دو، سه دوره مختلف هستند. مي‌توانيد اشاره‌اي به تجربه‌هاي جديدتان در نقاشي بكنيد؟ خب، فضاها، فضاهاي خالي و سفيد هستند و رنگ‌هايي ظريف كه به اطراف بوم فرار كرده‌اند. در آثار سال 2006 شما هم رنگ، حرف اول را مي‌زند. اين صحبت را خيلي‌ها به من گفته‌اند. به هر حال رنگ براي من خيلي مهم است. چطور با وجود مشكلا‌ت در بينايي‌تان اينچنين تلقي عميقي را از رنگ روي بوم ايجاد مي‌كنيد؟ يك نيروي ماوراءالطبيعه در درون من است كه كمك مي‌كند چنين نقاشي‌هايي را ارائه دهم. وقتي نقاشي مي‌كنم، خودم نمي‌دانم چه مي‌كنم. دستم روي بوم حركت مي‌كند و بعد كه كار تمام مي‌شود، خودم تعجب مي‌كنم. پل‌كله با فروتني تمام گفته اين دست من نيست كه كار مي‌كند، اين مغز من نيست كه فرمان مي‌دهد. من در آن دوردست‌ها، دوستاني دارم سياه و سفيد، كه آنها به من مي‌گويند چه كنم. اين يعني كه هنرمندي چون كله، رابطه‌اي ازلي با نقاشي داشته است.


به هر حال من خودم هم به نوبه خود از تمام اينها درس گرفته‌ام. من هميشه دوست دارم هنرمند و همچنين شاگرد خوبي باشم براي آن كسي كه جهان را آفريده است. كسي كه خودش بزرگ‌ترين هنرمند است. جناب وزيري، زندگي دوپاره شما در تهران و رم، آيا تاثيري روي نقاشي‌هايتان نگذاشته است؟ نمي‌دانم. من مثل مرغي مي‌مانم كه نمي‌داند آشيانش كجاست! يك پايم در ايران و يك پايم در ايتالياست. من بيشتر كارهايم را در اتاق كوچكم در رم انجام مي‌دهم. به ايران كه مي‌آيم، انگيزه چنداني براي كار كردن ندارم، فقط به كارهايي كه كرده‌ام فكر مي‌كنم و به نوشته‌هايم ولي در رم، در خلا‌‡ و تنهايي‌ام، به نقاشي پناه مي‌برم. من نقاشي مي‌كنم تا زندگي كنم. وقتي خلق مي‌كنم، مي‌فهمم كه هنوز هستم. هم‌اينك كتاب‌هاي شما از جمله < شيوه طراحي> و < انديشه و كار پل كله> در دانشگاه‌ها تدريس مي‌شود. آيا كتاب تازه‌اي چاپ نخواهيد كرد؟ اين روزها در تدارك چاپ مجموعه سخنراني‌هايم هستم. كتاب دربرگيرنده سخنراني‌هايي است كه در دانشكده هنرهاي زيبا و همچنين اخيرا در جاهاي مختلف انجام داده‌ام. اين كتاب بالغ بر 100، 150 صفحه خواهد شد. تمام كارهاي آن انجام شده، صحبت‌هايي هم با نشر چشمه براي انتشار آن شده است.


TOP 10 MOST EXPENSIVE PHOTOGRAPHS

November 2nd, 2008

1. Andreas Gursky: ” 99 Cent II Diptychon” , 2001£1,700,000 ($3,346,456)Sotheby’s London , February 2007

The sale of this colorful work was a milestone in the Art market, as it was not only the most expensive photography ever sold, but also almost triplicated the auction record for a contemporary photography.

2. Edward Steichen: ” The pond – moonlight”, 1904

$2,928,000

Sotheby’s New York , February 2006

The 41- 50.8 cm . photograph, which remembers me of Ralph Albert Blakelock’s nightscapes, was previously in the collection of the Metropolitan Museum of Art, owner of another of the three copies of the work

3. Richard Prince: ” Untitled (cowboy)”, 1989

$1,248,000

Christie’s New York , November 2005

This modern cowboy is one of the most famous Works by one of the masters of the contemporary photography.

4. Joseph Philibert Girault de Prangey: ” 113 Athènes, Temple de Júpiter “, 1842£500,000 ($922,488)

Christie’s London , May 20th 2003

Girault de Prangey was a French draughtsman and photographer whose works are extremely valuable as they are the earliest surviving visual documents of archaeological places such as Syria or the Acropolis.

5. Gustave Le Gray: ” The Great Wave, Sete”, 1857

$838,000

Sotheby’s London , October 1999

Le Gray is arguably the most important French photographer of the 19th Century. This beautiful work was previously in the Jammes Collection until it was auctioned by Sotheby’s.

6. Robert Mapplethorpe: ” Andy Warhol” 1987

$643,200

Sotheby’s New York , October 2006

American artist Robert Mapplethorpe is one of the key figures in the contemporary photograph, portraying personages such as Patti Smith, Peter Gabriel or Andy Warhol. The work portraying Warhol was created 2 years before Mapplethorpe’s death after complications arising from AIDS .

7. Ansel Adams: Moonrise, Hernandez, New Mexico, 1948$609,600Sotheby’s New York , October 2006

Adams is one of the masters of the 20th century photograph, creator of the “zone system” and famous for his stunning views of the American Southwest.

8. Andreas Gursky: ” Untitled 5” , 1997

$559,724

Christie’s London, February 2002

A typical work by Gursky, depicting a shoe shop. Five years later, another work by Gursky was sold for nearly 6 times the sum paid for this photo.

9. Gustave Le Gray: ” Tree” 1855

$513,500

Sotheby’s New York , October 1999

Second work by Le Gray in this list. The French photographer created a group of Works studying the effects of the light on a tree, and this work is one of the most accomplished.

10. Diane Arbus: ” Identical twins, Roselle , New Jersey”, 1967

$478,400

Sotheby’s New York, April 2004

A strange and almost disturbing photo depicting two young twin sister in almost identical pose, said to inspire the terrible “ghost twins” in Stanley Kubrick’s “The Shining”.

Street Art: Joshua Allen Harris’ Inflatable Bag Monsters

October 29th, 2008

Fire

October 27th, 2008

Photo by Pooyan Tabatabaei - Iran - fire - پویان طباطبایی

Tehran , Iran ,  08.23.2006

Nikahang Kosar

October 26th, 2008

nikAhnag kosar

سعيد صادقي

October 25th, 2008

سعيد صادقي

گفت‌وگو با عكاس لحظات مقاومت خرمشهر*
مقاومت خرمشهر خاص بود
به چشم خود قهرمان‌ها را در خرمشهر ديدم
فضا چنان رعب‌آور بود كه گاه فراموش مي‌كردم عكس بگيرم

خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران
سرويس: تاريخ

“دود و آتش شهر را در بر گرفته بود. در كوچه‌ها بوي آدم سوخته پيچيده بود. وحشت سراسر وجودمان را در برگرفته بود. روابطي ميان ما شكل گرفته بود كه از كربلا روايت مي‌كنند. ما آنچه را در روايت‌ها و كتاب‌ها مي‌گويند، لمس كرديم.”


سعيد صادقي، هنوز عكاسي مي‌كند اما روزهايي را به ياد مي‌آورد كه از وحشت توان در دست گرفتن دوربين را نداشت.


اين عكاس صحنه‌هاي رعب‌آور و در عين حال افتخارآفرين جنگ تحميلي، جزو عكاساني است كه در روزهاي مقاومت خرمشهر (31 شهريور 59 تا 5 آبان) با مردم اين شهر همراه شد و از صحنه‌هاي دفاع و مقاومت مردمي عكاسي كرد.


صادقي در يادآوري خاطرات 35 روزه خود در سالروز روزهاي سقوط خرمشهر به خبرنگار سرويس تاريخ ايسنا گفت: روزي كه جنگ آغاز شد را به ياد مي‌آورم، چند دقيقه‌اي بود كه از درگيري با مجاهدين خلق در خيابان عباسي برگشته بودم، يك نفر هم در درگيري كشته شده بود. با ناراحتي و گرسنگي از درگيري برگشته بودم. در خيابان سعدي در روزنامه جمهوري اسلامي بودم كه صدايي در فضا پيچيد؛ البته به‌دليل حجم صداي بمب كه آن روزها شنيده مي‌شد، توجهي نكردم.

پس از شروع جنگ، تنها كسي كه آرامش داشت، امام(ره) بود



وي افزود: خبر رسيد كه فرودگاه را بمباران كرده‌اند. سريعا به فرودگاه مهرآباد رفتم، حجاجي كه قصد رفتن به عربستان را داشتند از مسير بر مي‌گشتند. اجازه ورود به فرودگاه را به ما ندادند. به شهرك اكباتان رفتم. آنجا را نيز بمباران كرده بودند، اما بمب‌ها عمل نكرده بود و من از بمب‌هاي منفجر نشده عكاسي كردم.


وي با اشاره به آشفتگي فضاي آغاز جنگ تشريح كرد: همان روز تصميم گرفتيم به مناطق مرزي كه جنگ آغاز شده بود، برويم، اما وسيله‌اي در اختيار نداشتيم. بمباران و اوضاع نابسامان، همه كشور را قفل كرده بود. منابع اقتصادي و حمل و نقل كشور تعطيل شده بود. در آن شرايط هيچ چيزي سر جاي خود نبود. تنها كسي كه سرجاي خود بود و آرامش داشت، امام(ره) بود.


صادقي با اشاره به كمبود امكانات در زمان جنگ اظهار كرد: براي رفتن به مناطق مرزي وسيله‌اي نداشتيم و پيكان سبز رنگي را پيدا كرديم و با 3 نفر از دوستان روزنامه حركت كرديم. من هيچ وقت خوزستان نرفته بودم اما مرحوم ژيان‌پناه به راه آشنا بود و قبل از ما به مناطق غربي رفت و ما ناآشنا به مسير اول مهر حركت كرديم.


وي افزود: در مسير كه مي‌رفتيم از خرم‌آباد جمعيت آواره را مي‌ديديم. چند بار ايستاديم و كمك كرديم. اولين حركت هواپيما را وقتي از چهل دختر خارج شديم، ديديم اما وضعيت آواره‌ها اسف‌بار بود.


صادقي با اشاره به بمباران مناطق مختلف گفت: هنوز دود، ديده مي‌شد. فضا كاملا جديد بود. ما مسير را بلد نبوديم و نمي‌دانستيم كه كجا مي‌رويم. به اهواز رسيديم. شهر شلوغ بود. همه چيز بود جز زندگي. فضا ترسناك بود.


صادقي افزود: در راه به سه راه سوسنگرد رسيديم و براي يافتن راه از محلي‌ها سوال كرديم. جاده خرمشهر كه ما از آن گذشتيم حدود 50 كيلومتر با محل اسارت تندگويان فاصله داشت. وقتي از سه راه سوسنگرد دور شديم، جاده بسيار خلوت شد و اثري از جنگ نمي‌ديديم. نمي‌دانستيم وقتي به خرمشهر برسيم چه رخ خواهد داد.


عكاس روزهاي مقاومت خرمشهر به يادآورد: وقتي نزديك شهر شديم تنها صداي شليك مي‌شنيديم اما جايي را نمي‌ديديم و محل را نمي‌شناختيم. از يك پل كه بعدها فهميديم پل خرمشهر بود، گذشتيم و ناگهان درگيري را ديديم كه در اطراف پل نو بود. مسير را 20 ساعته طي كرديم و به خرمشهر رسيديم. در گوشه‌اي ماشين را نگه‌ داشتيم و حوالي 11 شب در ماشين 4 نفري خوابيديم.


وي افزود: وقتي بيدار شديم، فضا تاريك بود و خورشيدي يا نوري ديده نمي‌شد اما ديگر خوابمان نمي‌برد. گرسنه بوديم، از ماشين بيرون رفتم و از فردي كه از كنار ما رد مي‌شد، مسير را سوال كردم. فضا به دليل غبار بمباران پالايشگاه آبادان كاملا تاريك بود اما وقتي به خرمشهر رسيديم آفتاب را ديديم.


صادقي گفت: هنوز خانواده‌هاي آباداني در شهر بودند. چند بيسكويت خريديم و به خرمشهر رفتيم. مردم آواره‌اي كه در جاده ديده بوديم، از روستاهاي اطراف آواره شده بودند اما مردم هنوز در آبادان و خرمشهر بودند. وقتي به پل رسيديم، عده‌اي نظامي از نيروي دريايي، زير پل زمين را مي‌كندند و من از آنها عكاسي كردم. وارد شهر شديم، مقر سپاه، فرمانداري و دانشگاه رازي اماكن اصلي شهر بودند


سعيد صادقي



Apartment 812

October 25th, 2008

Photo by Pooyan Tabatabaei - Apartment 812 - پویان طباطبایی

Photo by Pooyan Tabatabaei - Apartment 812 - پویان طباطبایی - Syavash Shabanpoor

Gaza

October 23rd, 2008

Photo by Pooyan Tabatabaei - Toronto- Gaza - پویان طباطبایی

The Job

October 17th, 2008