Location via proxy:   
[Report a bug]   [Manage cookies]                
Your Ad Here





4

امانت‏دارِ ناجی بشریت

جناب صادق محصولی وزیر کشور جدیدمان در مورد صد و شصت میلیارد دارایی‏اش فرموده:
این پولها متعلق به امام زمان(عج‏الله) می‏باشد که این امانتی را پس از ظهور حضرت در اختیار ایشان قرار خواهم داد. از زمانی که این فرمایش را شنیده‏ام دست خودم نیست، به پول‏های آن امام غایب بیشتر از کراماتش فکر می‏کنم. مرتب لاحول می‏خوانم و به شیطان لعنت می‏فرستم اما باز به ذهنم می‏آورد که: کل پول‏های ایشان چقدر هست؟ بقیه بزرگانی که امانتی آن حضرت را دارند چه کسانی هستند و هر کدامشان چه مبلغی را امانت نگه می‏دارد؟
پیش خودمان بماند کمی هم از آن بزرگوار دلگیر شدم. چه می‏شد مبلغی هم می‏داد من نگهداری کنم؟

3

آغاز صنعتی شدن کشور

با فتواي مراجع ديني براي اولين بار در كشور، شست وشوي و تغسيل اموات در اصفهان به صورت مكانيزه انجام خواهد شد. ماشین مرده شور برقی را احتمالن صنعت‏گران مکتبی خودمان تولید کرده‏اند. کفار اگر هم ماشینی اختراع کرده باشند به درد نیازهای مرده‏ی مسلمان نخواهد خورد. احتمالن این مرده شور برقی به این نحو کار می‏کند که مرحوم را از محلی که فلش نشان می‏دهد هول می‏دهند داخل بدون بسم‏الله گفتن. چون دستگاه خودش بسم‏الله را خواهد گفت. بعد با زدن دکمه زنانه یا مردانه نوع شستن را انتخاب کرده خودمان غمگین عقب رفته منتظر می‏مانیم. کیسه و لیف برقی کارش را می‏کند و واجبات و مستحبات غسل میت، اتوماتیک صورت می‏گیرد. وقتی قسمت غسل پایان گرفت دستگاه یک صلوات می‏فرستد اما بلافاصله قسمت کفن کردن آغاز می‏شود. در این قسمت شما باید رنگ کفن را با فشار دکمه برای ماشین تعیین کنید. ده دقیقه‏ای بعد در قسمت انتهای ماشین روی یک ریل برقی مرده بیرون می‏آید. در این قسمت هر کس اوراد مخصوص خود را خودش باید بخواند. این دستگاه اولیه هست، در مدل‏های تمام اتومات که در حال طراحی است احتیاج به هیچ کاری نیست شما حتی می‏توانید یک فرد زنده را وارد دستگاه کرده غسل شده و کفن پیچ او را مرده دریافت کنید. صنعتی شدن ما از قبرستان هم که شروع بشود عالی است.‏

0

ارواح علمی

مدیر عامل آرامستان باغ رضوان اصفهان ( منظور همان قبرستان است-م) اطلاع داد صد عالم مشهور اصفهانی در باغ رضوان دفن هستند که كميته‏اي متشكل از ده نفر از اساتيد علمي، فرهنگي و حوزوي تشكيل شده تا نحوه تجليل از ارواح علمي اين علما را مورد بررسي قرار دهند. اگر مشکل نحوه‏ی تجلیل از ارواح مذهبی آنها بود احتمال داشت این کمیته‏ی ده نفره بتواند کاری بکند. ارواح علمی شوخی بردار نیست. حداقل یک سمینار بین‏المللی لازم دارد.

2

امامزاده‏های تهران

تعجب فراوانی که دوستان از مطلب ضریح سیار کردند مرا به این شک انداخت که خیلی از آنها از امامزاده‏هایی که در کشورمان داریم بی خبرند. در این پست به امامزاده‏هایی که فقط در تهران هستند اشاره کرده توجه پایتخت نشینان گرامی را به این منابع خیر و برکت جلب می‏کنم:
بقعه متبرکه امامزاده زید(ع) پسر عموی حضرت عبدالعظیم(ع)
بقعه متبرکه امامزاده سيد ولی(ع) نوه‏ی امام محمد تقی(ع)
بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم(ع) نسب آن حضرت به امام حسن مجتبی(ع) می‏رسد.
.
.
.
چون تعداد این بزرگان از پست‏های معمولی من فراتر می‏رود شما را برای دیدن توضیحات کامل و آدرس امامزاده‏ها به این وبلاگ می‏فرستم. نایب‏الزیاره باشید.
سیر زیارت نشدید به این سایت هم سری بزنید.

1

دستگیری ده جاسوس

شبکه‏ی العالم خودمان که به زبان عربی پخشش می‏کنیم خبر داد که نیروهای انتظامی ده جاسوس را که از پاکستان وارد بلوچستان شده بودند دستگیر کرده‏اند.
به فرموده‏ی این شبکه، جاسوس‏ها پانصد‏هزار دلار پول نقد و دوربینهای مدرن جاسوسی و نقشه‏هایی از مناطق حساس کشور با خودشان حمل می‏کردند.
خوب خبر را العالم که نه ، تمام علمای جهان هم مخابره کنند ما باید عقل خودمان را به کار ببریم.
کشوری ده تا جاسوس تربیت کرده. بعد پانصد هزار دلار پول داده کف دستشان. نفری یک عدد دوربین مدرن هم انداخته گردنشان. نقشه‏ی تاسیسات اتمی و بیت رهبری و چند مکان دیگر را هم کشیده داده دستشان. سپس آنها را سوار وانت‏بار کرده آورده لب مرز ایران و گفته امن‏تر از سیستان و بلوچستان جایی نیست، یواشکی سرتان را بیندازید پایین و بروید داخل.
من فکر می‏کنم با این همه استتار و احتیاط این‏ها دستگیر نمی‏شدند. احتمالن رئیس این گروه بعد از ورود به استان ما روی پیشانی خودش و دوستانش به خط فارسی نوشته ما جاسوسیم و همین امر باعث شده نیروهای امنیتی به آنها مشکوک و سپس دستگیرشان بکنند. می‏فرمایید چرا رئیس این جاسوس‏ها مرتکب چنان اشتباهی شده؟ به جان بچه‏هایم من هم مثل شما از کارهای سِرّی جاسوس‏ها سر در نمی‏آورم.

بعد از پست: خبر شدم که خبر را تکذیب کرده‏اند. دلیلش احتمالن این است که بنا بوده فقط خبر خشک و خالی دستگیری ده جاسوس را منتشر کنند. دبیر شبکه پیازداغش را طوری زیاد کرده بود که باعث خنده بین‏المللی شد. با اینکه خبر تکذیب شده. دلیلی نمی‏شود که آن ده نفر دستگیر شده آزاد بشوند. چهار نفر دیگر را می‏گیرند، دو روز دیگر خبر دستگیری چهارده نفر را در همان مرز و در همان استان با عنوانی که کمتر توجه بین‏المللی را جلب کند مخابره خواهند کرد.

0

رزمایش مرزی

سرتیپ احمدی‏مقدم خبر داد تا پایان سال، رزمایش بزرگ «مرزی» در استان سیستان و بلوچستان برگزار می‏شود. نگران نباشید. مردم این استان، «رزمایش» ندیده نیستند. غیر از این رزمایشهای اقتداری-زهرچشمی ما تا حالا «رزمایش» های ایدئولوژیکی- نظامی-اعدامی-تبعیضی-آب‏زیر کاهیِ زیر را از سر گذرانده و همچنان مانده‏ایم:
- رزمایش حجج اسلام که در ماههای محرم و رمضان به این استان می‏آیند.
-رزمایش نیروهایی که کلاه خود را کج می‏گذارند و هر کس را که چپ نگاه کند لقمه‏ی چپ خود می‏کنند.
-رزمایش حجة‏الاسلام نکونام که زیاد کشت و کم نتیجه گرفت و به مجلس منتقل شد.
-رزمایش دکتر دهمرده و شرکاء. خودش چون دکتر بود دو شتر برای خدا قربانی کرد که منتقلش کنند کرمان. شرکای بی مدرکش مانده‏اند و مردم را قربانی می‏کنند و مدرکی بر جا نمی‏گذارند.
-رزمایش حجة‏الاسلام سلیمانی که کماکان با پنبه سر می‏برد و با لبخند دل می‏برد.
-رزمایش مختلط سپاه، بسیج، اطلاعات، سربازان گمنام و لباس شخصی‏ها که از ما دل نمی‏کنند و از اول انقلاب کنار ما زندگی می‏کنند و زندگی را از ما می‏ستانند.
ما مردم این استان می‏دانیم شما هم سعی کنید بدانید که وقتی یک نظام پاهایش را کرد در یک نعلین که یک رزمایش «مرزی» برگزار کند نمی‏شود که برود آن را در خمین برگزار کند. برای اجرایش، حداقل باید برود لبِ یک «مرز». در ایران مگر مرزی غیر از همین سیستان و بلوچستان هست؟

4

اشک‏ها

پدر و مادر دخترک برای تکمیل زبان انگلیسی به کالجی می‏روند که در مسیر ماست. یک هفته‏ای است که ماشین‏اشان خراب است. دخترک را که بر می‏دارم آنها را هم سر راه جلوی کالج می‏رسانم. بلا استثناء هر روز که پدر و مادرش پیاده می‏شوند و خداحافظی می‏کنند دخترک صدایشان می‏زند ومی‏گوید شیر کاکائو بخرین.
امروز هم تکرار شد. راه که افتادیم گفتم: خانمِ خوب، تو غیر از اینکه بگی شیر کاکائو بخرن حرف دیگه‏ای بلد نیستی؟ مثلاً بگی دوستتون دارم. خدافظ بابا ، مامان. زودی برگردین...
با ناراحتی حرفمو قطع کرد و گفت: بلدم. اونا رو که بگم گریه‏هام میان بیرون.

6

نامه به در ختان کهنسال و دعوت به زیارت


خاک بر آن سر کهن‏اتان بکنند حالا پا توی کفش امامزاده‏ها می‏کنید؟ به کهنسالی‏‏اتان می‏نازید و با اعتقادات مردم در افتاده‏اید؟ می‏خواهید جای امامزاده عبدالله‏ابن‏علی‏ابن‏قاسم‏ابن‏زید‏ابن‏امام حسن‏مجتبی(ع) را بگیرید؟ بدبخت‏ها. بیچاره‏ها ما ضریح آن بزرگوار را درست می‏کنیم می‏گذاریم پشت تریلی می‏چرخانیم توی خیابان. شما بروید ریشه توی همان خاک داشته باشید و بمیرید. پارچه‏های کهنه‏ای که به شما می‏بندند کجا و این پارچه‏های سبز سیدی کجا؟ پیرهای فرتوت خشکیده شما سوراخ دارید که مردم خیرات و نذورات بریزند داخل‏اتان؟ حق همین امامزاده‏های بزرگوار شما را گرفت. اره کردن کمتان است، باید شما را از ریشه بکنند. خرافات راه می‏اندازید و با اعتقادات مردم در می‏افتید؟
در ضمن از کلیه خوانندگان وبلاگ در خواست می‏شود با کلیک کردن روی عکس، عکس بزرگتر ضریح سیار را در دسترس داشته باشند و یک زیارت در هر جای دنیا هستند میهمان من باشند. به جای پارچه سبز با ماژیک سبز از روی مانیتور دخیل ببندید. آقام بزرگوار است می‏پذیرد. (لعن به درختان کهنسال یادتان نرود). تقبل‏الله منا و منکم.
توضیح: عکس از این وبلاگ و از طریق لینک « بالاترین» دیده شد. برای سلامتی آن وبلاگ و تداوم بالاترین هم یک صلوات با صدای بلند بفرستید.

بعد از چند روز:

دوستان عزیز این شهاب نیوز مچ مرا گرفت. مجبورم حرفم را پس بگیرم: این ضریح سیار امامزاده نیست. خود ضریح است. آنرا ساخته‏اند و دارند حملش می‏کنند ببرندش چون امامزاده منتظر است. سرعت ماشین را خودتان در عکس حدس بزنید. آن پارچه‏های سبزی که به ضریح بسته شده جزو طرح اولیه بوده کسی توی مسیر اونا رو نبسته. اصلاً ماشین توقف نکرده همینطوری که تو عکس می‏بینید از کارخونه بکوب داره میره فارسیجان. آن خانمی هم که دارد پارچه گره می‏زند همینطوری در مسیر دارد طرح را تکمیل می‏کند. پارچه‏های سبز دست آن آقا؟ اونا چیزه، چیزه دیگه، اسمشو بگیر... اهان اونا سبزیه. چرا اون تابلویِ تابلو رو زدن که نوشته ضریح مال چه کسیه؟ اونو به این خاطر زدن که تو مسیر ملت فکر نکنن بارش هندوونه است. اصلاً توی مملکت ما خرافات؟ سوئ استفاده از عقاید مردم؟ استغفرالله. یک نمونه نشون بدین تا مقامات برخورد کنن.

ماجرای «امامزاده سیار» در شهرستان اراک چه بود؟!

2

بخشنامه‏ی تیممی

جناب وزیر بهداشت خوش‏خبری دادند که: دستورالعمل ترويج نماز در مراكز بهداشتي- درماني را صادر کرده‏اند. بر اساس این بخشنامه بايد در بخش‌هاي بستري بيمارستاني، امكانات لازم براي وضو و تيمم بيماران فراهم باشد. بعضی از شما ممکن است بپرسید این یعنی چه؟ خدمتتان عرض کنم این یعنی اینکه کنار سرم و اکسیژن و آنتی‏بیوتیک و سوزن و باند و پماد، تعدادی آفتابه‏ی مسی (یا هم پلاستیکی) قرار خواهند داد. بیمارانی که سرمشان آویزان و اکسیژنشان وصل است به راحتی می‏توانند یک آفتابه را در حلقه‏ای که روی میله سرم تعبیه شده فرار دهند و عازم دستشویی بشوند.
برای آن دسته از بیماران عزیزی که در بخش مراقبتهای ویژه هستند و خداوند متعال قدرت حمل آفتابه را از آنها گرفته، در کنار دستگاههای پیشرفته پزشکی و سیمهایی که به سر تا پای بیمار وصل است، یک سینی خاک پاک برای تیمم بیمار هم وجود دارد. اگر معالجات مفید شد و بیمار به زندگی برگشت این امکان را می‏یابد که با اشاره به دکتر یا نرس بفهماند که واجب‏التیمم است، تا سینی را جهت تیمم روی سینه‏اش بگذارند.
چنانچه بیمار خدای نکرده زیر دستگاه دار فانی را وداع گفت، هر آیینه خدا بخشنده و مهربان است. در خاتمه امیدوارم جناب وزیر بهداشت در آینده‏ای نزدیک با صدور بخشنامه‏ فکری هم به حال بیمارانی بکند که شیطان آنها را در خواب مرفینی هم می‏فریبد.
از خداوند شفای عاجل برای تمام بیماران مسئلت دارم.

2

اعلامیه درختان کهنسال

به دستور حجة‏الاسلام میرحسینی اشکوری که با حفظ سمت حجة‏الاسلامی پست مدیر کلی اوقاف استان گیلان را هم دارد درختان کهنسال گیلان را خواهند برید تا جلوی خرافه پرستی گرفته شود. در همین ارتباط درختان کهنسال اعلامیه زیر را منتشر کرده‏اند:

اعلامیه درختان کهنسال
به نام خداوند رویاننده گیاهان
با کمال تأسف تعداد زیادی از همنوعان ما در چند ماه گذشته به بهانه مبارزه با خرافات اره شدند. توجه هموطنان را به اخبار و روایات این روزها که مصادف است با ولادت با سعادت امام هشتم جلب می‏کنیم. خبرهایی از حضور سر و پا لخت و گریه جلوی دوربین مقامات برجسته مملکت در بارگاه امام رضا تا معجزاتی از قبیل زنده شدن شیرهای منقوش بر متکای مامون و خوردن مخالفان به دستورامام هشتم و هاله نور رئیس جمهور، تا مقایسه کنید چه کس یا کسانی خرافه پرستی را شایع می‏کنند. ما ضمن محکوم کردن این دستور از کلیه درختان پیر و جوان و همه‏ی گیاهان حتی گیاهان خود رو وحشی و هرز درخواست داریم که بر علیه ظلمی که بر ما می‏رود اقدام کنند. ما درختان کهنسال تأکید می‏کنیم که مخالف هر نوع خشونت هستیم اما اگر بناست حکم بریدن کسی صادر شود این حکم باید متوجه آیات عظام کهنسالی بشود که مردم و اعتقاداتشان دست‏پروده آنها است و با بستن نخ و پارچه، نفس کشیدن با شاخه‏های سرد و عقیم را هر روز از روز قبل بر ما مشکلتر می‏کنند.
سر بلند و سبز باد جنگلهای شمال ایران
مرگ بر جهل و نادانی
برقرار باد سبزی و آبادانی

0

بلوچستان تگزاس می‏شود


ترور مولوی دهواری توسط موتور سواران گمنام، استان بحران زده سیستان بلوچستان را قدمی به سمت درگیری‏های داخلی پیش برد. گرچه مولوی عبدالحمید رهبر مذهبی تسنن استان در پیامش به مردمی که برای دفن این مولوی جمع شده بودند از آنها خواست که آرامش خود را حفظ کنند و متوجه « فتنه دشمن» باشند اما این «دشمن شناخته شده» چنان بیباکانه یکه تازی می‏کند که می‏ترسم بعد از مدتی مردم برای پیام هیچکس تره خورد نکنند. رد پا و چهره‏ی این دشمن طوری هویداست که پیام نماینده‏ی ولی فقیه در آن جلسه از سوی حضار با پوزخند و مسخره مواجه شد و آن را نوعی شکوفایی در سال نوآوری نامیدند. در بهترین حالت در مدت کمتر از یکماه دهها نفر از فرزندان همین سرزمین را جلوی دوربین ردیف می‏کنند که هر کدام گوی سبقت در اعتراف از دیگری خواهد ربود. دستگیری‏ها و اعدامهای اخیر که با آمدن استاندار جدید به اوج خود رسیده از سویی و از سوی دیگر تعرض و انهدام مدارس دینی و دستگیری و اعدام و ترور رهبران مذهبی وبه جان هم انداختن طوایف و سکوت و بی توجهی مقامات مملکتی به گزارشها و شکایات نمایندگان مجلس و معتمدین محلی شرایط مساعدی برای شکل گیری گروهای مسلح زیر زمینی فراهم می‏آورد. کاش مقامات ما دست از رهبری و مدیریت جهان بر‏می‏داشتند و جلوی آتش‏هایی را که اینجا و آنجای ایران در حال شعله‏ور شدن هست می‏گرفتند.
حیف از ایران که لبنان، عراق یا افغانستان بشود.

0

مانور قدرت و زهرچشم


اگر این سی هزار نفر بیل و کلنگ و سگ جسد یاب و کوله پشتی پر از کمکهای اولیه و مواد غذایی حیاتی حمل می‏کردند می‏شد قسم ابوالفضل رژیم را باور کرد. اما دمب خروس از یونیفورم و چکمه و اسلحه وقیافه می‏زند بیرون. نظام می‏تواند تمام کج کلاهها و گشت بسیج و ثارالله و لباس شخصیها و سربازان گمنام امام را یونیفرم جدیدی بپوشاند و اسمشان را بگذارد نیروی امنیت و آرامش. اما ما که امنیت را فراموش کرده‏ایم و قیافه‏های آنها را به خاطر سپرده‏ایم حق داریم آنها را نیروی «قدرت و زهرچشم» بنامیم.

0

دستگیری مجدد ایوب گنجی

ماموستا ایوب گنجی که به مراقبت‏های ویژه پزشکی احتیاج داشت آزاد نشده دوباره دستگیر و روانه‏ی زندان شد. درست است که در زندان از امکانات پزشکی خبری نیست اما برایش شرایط مردن را فراهم می‏آورند تا او برای همیشه از مراقبتهای پزشکی بی نیاز شود.

0

انتخابات شورای شهر- محلی

دوستان عزیز در جریان هستید که پانزدهم نوامبر انتخابات شورای شهر برگزار می‏شود. من که در شهر کوکیتلام زندگی می‏کنم، خانم ماکسین ویلسن شهردار کنونی را مناسبترین برای این پست تشخیص می‏دهم. از افرادی که برای شورای شهر کاندید شده‏اند خانم سلینا رابینسون را می‏شناسم و در حقیقت یکسال و خورده‏ای از نزدیک با هم همکار بوده‏ایم . آقای فرهاد صوفی دوست عزیز و فعال حقوق بشر شناخته شده شهرمان علاوه بر مفید بودن این دو نفر برای جامعه ایرانی، فین دانلی و شرلی سیل را هم از نزدیک می‏شناسد و تأیید می‏کند. حالا اگر موقع انتخابات من و آقای صوفی این حرفها را می‏زنیم ما را با امام و حضرت رهبر مقایسه نکنید. هدف این است که به شما گفته باشیم که ما در انتخابات شرکت کرده به این خانمها و آقا رای می‏دهیم. شما شرکت بکنید به هر کس که عشقتان کشید رأی بدهید.

2

سبحان ربی‏الاعلی

جناب وزیر بهداشت فرمودند: امام هشتم كه درباره زندگي‌اش گفته‌اند هر روز هزار ركعت نماز مي‌خواند، هر سه روز يكبار قرآن را ختم مي‌كرد...
بسیار طبیعی است که نمازی که آن بزرگوار می‏خواند با نماز جنگی و شلاقی بنده که نه رکوعش معلوم است و نه سجده‏اش فرق داشته باشد. جسارت نباشد و کم نگفته باشم هر رکعتش با توجه به رکوع و سجده و قیام و قعود و تشهد و سلام و صلوات و وردهای جانبی همراه با خضوع و خشوع اماموارانه حداقل دو دقیقه طول می‏کشیده. هزار رکعت به احتساب ریاضیات جدید و قدیم می‏کند دوهزار دقیقه. ساعت را با شما همان سرِ مایه شصت دقیقه حساب بکنم دوهزار دقیقه تقسیم بر شصت می‏کند سی و سه ساعت و خورده‏ای. سه روزی یک ختم قرآن می‏کند روزی ده پاره خواندن. عمه جان که به سرعت برق می‏خواند و در معنیش غور نمی‏کند نیمساعت می‏کشد یک پاره را تمام کند. خاکم به دهان آن بزرگوار مثل عمه‏جان هم تلاوت فرموده باشد روزانه پنج ساعت هم صرف قرآن می‏شده که در کل می‏شود سی و هشت ساعت و خورده‏ای در شبانه روز. سبحان ربی‏الاعلی، حضرت حق چه امامان بزرگوار و چه وزرای بهداشتی عنایت کرده به ما.

4

نامه‏ای به کودکانی که همچنان اعدام می‏شوند

بچه‏های عزیز سلام علیکم
همانطور که می‏دانید اخیراً من بخشنامه‏‏ای صادر کردم مبنی بر توقف صدور حکم اعدام شما. به اطلاع آندسته از شما عزیزانی که کما‏فی‏السابق تیرباران یا حلق آویز می‏شوید اما تعجب می‏کنید، می‏رسانم که مبادا این عمل را با اعدام اشتباه بگیرید و فکر کنید که خدای نکرده دارید اعدام می‏شوید. شما اگر قصاص را با اعدام یکی بدانید در بارگاه الهی گناهکار خواهید بود. این همان چیزی است که کفار و ضد انقلاب به این امید که بین من و شما اختلاف بیندازند آن را تداعی می‏کنند. لذا از شما کودکان عزیز توقع دارم آسوده بمیرید چون نظام و خود اینجانب بیدار هستیم و هر زمان که لازم بشود در صدور بخشنامه‏های دیگر به نفع شما درنگ نخواهم کرد.
پدر بزرگ شما در قوه قضائیه- هاشمی شاهرودی عراقی

2

ولادت امام رضا عليه‏السلام


این آقاست، در حرم امام رضا عليه‏السلام.

ولی فقیه «جامع‏الشرایطی» در حال اشک ریختن در مقابل اختر تابناک امامت. شیطان هم جرأت نخواهد داشت در چنین لحظه‏ای نورانی و مقدس و در حضور پر نور دو مقام والامقام راه یابد.

عکاس با اجازه‏ی چه کسی آنجاست؟
گریه «آقا» و ولادت «حضرت» بر «پیروان» مبارک باد.

1

نامه دوم به عشا مومنی

سلام. عشا جان در یک مملکت اسلامی مگر غیر از همین «امنیت» ما چیز «ملی» دیگری داریم که نظام به آن حساس باشد؟ تو هم صاف رفته‏ای علیه آن اقدام کرده‏ای؟ حالا کار از کار گذشته خودت را برای مصاحبه تلویزیونی آماده کن. ترا به زهرای آنها قسم می‏دهم که سر نوشت دو زهرای ما را (زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب) به خاطر بسپاری و کله شقی نکنی. قشنگ مقنعه و چادری را که می‏دهند بگذار سرت و محکم و قبراق بنشین جلوی فیلمبردار. اول بگو جامعه بهایی‏ها ترا فرستاده‏اند که آن هفت نفر رهبرشان را از زندان فراری بدهی (مبادا اشاره‏ای به حمله به قبرستانهای آنها بکنی) بعد بگو از آمریکا یک چمدان بی بند و باری در بیان نظر و انتقاد از دولت هم با خودت برده بودی که قسمت اعظمش را دادی به مجلسی‏ها. مقدار متنابهی امضا هم روی کاغذی آماده داشته باش که جلوی دوربین به عنوان مدرک نشان بدهی که قصد داشتی آنها را تقلب برسانی به کمپین یک مبلیون امضا. ممکن است مجبور باشی بر علیه پدر و مادرت هم چیزهایی بگویی. احساساتی نشو. لازم شد عاقشان هم بکن. می‏دانم شرعاً فرزندان نمی‏توانند والدینشان را عاق کنند اما همکاری که کردی شرع این ایرادات کوچک را رفع و رجوع می‏کند.
عشا جان سلام وبلاگ‏نویس بی درخواست نیست. نه، لینک نمی‏خواهم، اما ما یک مولوی‏ای داشتیم به نام مولوی احمد نارویی. به امنیت ملی از گل هم بالاتر نمی‏گفت. سه،چهار ماهی می‏شود که اورا به خاطر پاره‏ای توضیحات برده‏اند اما یادشان رفته او را بر گردانند. قربان دهانت توی اعترافاتت بگو که او ترا سنی کرده و سپس ترا گول زده وهابی هم بشوی و توی اتوبان سبقت غیر مجاز بگیری. این اعترافت به احتمال زیاد گل از گل «امنیت ملی» می‏گشاید و او را از تو راضی می‏کند. امنیت ملی که از تو راضی شد خدا هم از تو راضی می‏شود. خدا که راضی شد احتمال دارد نظام هم از تو راضی بشود و ترا با قید ضمانت آزاد بکند.

1

جواب احتمالی اوباما به احمدی نژاد


جناب پرزیدنت جمهوری اسلامی ایران
تلگراف شما را که چندان تلگرافی نبود دریافت کردم. متشکرم. واقعیت این است که نفهمیدم شما به نمایندگی از طرف ملت ایران با من سخن گفته‏اید یا جهان اسلام یا صد و بیست و چهار هزار پیامبر گرامی؟ قبل از آنکه پاسخ تلگراف شما را بدهم، به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم آمریکا که به شدت خودم را موظف می‏دانم منافع آمریکا را در نظر داشته باشم دانستن جواب این سئوالات برایم بسیار ضروری است.
تغیر آن چیزی است که نیاز داریم.
بعله ما می‏توانیم.
احترام. اوباما. رئیس جمهور منتخب ملت آمریکا

0

اول شدن استان ما

رئيس كل دادگستري استان ما می‏فرمایند: سيستان و بلوچستان در نيمه نخست امسال كمترين ميزان ورودي به زندان را در مقايسه با ديگر استان‌ها داشته است. برای شما که رئیس کل دادگستری استان ما را نمی‏شناسید طبیعی است که متوجه نشوید ایشان شکر فراوان تناول می‏فرمایند. اما ارزش فرمایش ایشان برای من که علاوه بر اخبار استان شما، اخبار استان خودم را هم دنبال می‏کنم به دو پول سیاه افت می‏کند. تازه وقتی دستگیری بیش از هزار نفر در همین سه ماه گذشته ما را به این مقام می‏رساند شما باید بروید پیدا کنید تعداد دستگیر شده‏های استان خودتان را. کسب این مقام در ایران اگر هم درست باشد راحت به دست نیامده، غزل خداحافظی خیلی از «مجرمان» ما را در همان محل ارتکاب «جرم» با گلوله می‏خوانند.
برای آنکه زیاد به این مقامی که ما در سطح ایران به دست آورده‏ایم حسودی نکنید به فرمایش ایشان این عرض بنده را هم اضافه کنید: سیستان و بلوچستان در سی سال گذشته کمترین میزان «خروجی» از زندان را در مقایسه با دیگر استان‏ها داشته است.