Location via proxy:   [ UP ]  
[Report a bug]   [Manage cookies]                
Your Ad Here
















November 16, 2008

تا حالا کجا بودی؟

ژولیت بینوش بازیگر فرانسوی، اواخر سپتامبر و اوایل ماه اکتبر گذشته در لندن نمایشگاه نقاشی گذاشت به نام (In-Eyes).

تقریبا همزمان با این نمایشگاه، نمایش مدرنی همراه با رقص را به نام (In-I) در لندن روی صحنه برد. طراح رقص معروف بنگلادشی، اکرم‌خان همراه او در صحنه و معلم او در طول دو سال برای رقصیدن بود.

Binoche portraits
Michael Haneke and Juliette Binoche, as painted by Binoche

در کنار این کارها برنامه مفصلی برای بزرگداشت این بازیگر که این روزها رو به عکاسی و شاعری هم آورده، برگزار شد.
آثار او با استقبال مردم بریتانیا و حتی هنرمندان بقیه کشورها روبه‌رو شد. او معمولا هر روز صبح به يکي از سالن‌هاي اصلي بي‌اف‌آي می‌آمد تا در کنار تماشاگران مشتاق آثارش باشد.

او می‌خواهد شعرهایش را هم چاپ کند.

در این مدت هیچ نقاش، رقاص و شاعری از این‌که او پایش را در کفش و هنر آنها فرو کرده و از راه نرسیده، نمایشگاه می‌گذارد و اثر هم می‌فروشد و بدون هیچ تجربه‌ای روی صحنه می‌خرامد، نه احساس خطر کرد و نه اعتراض.

کسی هم اگر نقد نوشت، در مورد تکنیک پرتره‌هایی بود که او از کارگردان‌هایی کشیده بود که با آنها کار کرده بود.

در مورد رقصش هم به شکل معمول هر چه نوشتند، موارد تخصصی بود و نحوه همکاری‌اش با یکی از بزرگ‌ترین رقصندگان بریتانیا.

شاید آن‌ طرف‌ها قلم، بوم، دوربین و خاک صحنه، مثل اسلحه نیست که مجوز بخواهد از آدم‌هایش در انجمن‌ها و پیشکسوتان که اجازه دهند طرف وارد بازی شود؛ "بازی" برای آنها یعنی چیزی از آن هنر بریزی بیرون که در فضای پر از رقابت بماند.

قدم بینوش به ناشناخته‌ها

November 7, 2008

حرفه‌ای رفتار کن

معمولا کلمه " حرفه‌ای" را از کسانی می‌شنوم که می‌خواهند مشکلی را لاپوشانی کنند یا دیگران را در مقابل خودشان کم‌تجربه و کوچک نشان دهند.

هنوز نفهمیده‌ام ملاک و معیار " حرفه‌ای بودن" چیست؟ تعداد سال‌های زندگی یک آدم، سابقه کارش، تحصیلات، زور یا شعور بیشتر؟

ولی نسبت به این کلمه حساسیت پیدا کرده‌ام؛ با شنیدنش می‌دانم اتفاق بدی در جریان است که قرار است "غیرحرفه‌ای"ها نظاره‌گر باشند یا له شوند یا یاد بگیرند چطور "حرفه‌ای" شوند؟

از دید من که با این کلمه یاد دردسر می‌افتم، افرادی بیشتر از این واژه استفاده می‌کنند که کارهایشان از اخلاق و شرافت و حتی اصول انسانی دور می‌شود یا قرار است بشود. گاهی هم موضوع فقط خودبزرگ بینی و اعتماد به نفس هست.
این موقع است که چون صدای اطرافیان درمی‌آید، باید تذکر دهند یادشان باشد هنوز برخورد "حرفه‌ای" را یاد نگرفته‌اند.

تاکید این آقایان و خانم‌ها بر "حرفه‌ای" بودن به هوس می‌اندازدم که مغازه یا کافه خودم را داشته باشم و هر روز درش را باز کنم و بعد از آب و جارو، منتظر مشتری بمانم؛ مشتری‌هایی که هدفشان مشخص است.

October 21, 2008

نسل روی اعصاب

* پگاه آهنگرانی جایی گفته بود فرق نسل او با نسل مادرش در این است که اهل سروصدا و قیل و قال نیستند و "خصلت نمايش ندادن خودشان" را دارند.
نسل او کارشان را می‌کنند و ادعای عضویت در فلان کانون و فعالیت داوطلبانه اجتماعی ندارند و دلیلی نمی‌بینند نشان دهند سرشان شلوغ است و شبانه‌روز در حال نجات این و آن و آفرینش هستند.

او گفته بود مشکلش با نسل مادرش این است که درک نمی‌کنند بدون این نمایش‌ها هم می‌شود کار کرد و محصول را روی میز گذاشت و روش نسل آنها "روی اعصابش" است.
برای همین هم مادرش وقتی فهمیده او فیلمی درباره غزاله علیزاده ساخته، پرسیده :" تو اصلا کی شروع کردی به فیلمسازی؟"

زیاد اهل این نسل و آن نسل‌بازی نیستم ولی چندان هم با این حرف پگاه موافق نیستم.

دوروبرم آدم‌های هم‌نسل را می‌بینم که زندگی‌شان توضیح دادن خودشان است که دنیا را ترکانده‌اند ولی کشف نشده‌اند و شبانه‌روز در حال توجیه دیگران هستند درباره سوابق کاری‌شان.

جوان‌هایی که اگر موفقیت کسی را ببینند بغض می‌کنند که حق آنها بوده و با این همه سوابق و کاربلدی و البته اعتماد به نفس، حق‌شان خورده شده و در جایگاه درخوری نیستند.

در همین نسل، بی‌نهایت آدم دیده‌ام که آوردن پسوند فعال در ده‌ها زمینه اجتماعی و حقوق‌بشر و ... برایشان حیثیتی و رقابتی است، ولی حداقل کار قابل دفاعی از آنها ندیده‌ام.

این "هم‌نسلی‌ها" که می‌گویم آنقدر هستند که انگشت برای شمردن‌شان کم می‌آورم، اما حالا خوشحالم پگاه از تعداد زیادی "هم‌نسل" می‌گوید که وقتی از او می‌پرسی چه کار می‌کنی؟ می‌گوید: هیچی... ولی بعد می‌بینی در همان زمان عکاسی می‌کرده، فیلم می‌ساخته و بازیگری هم می‌کرده و...

* نقل به مضمون از مصاحبه با روز

October 2, 2008

خیانت

فیلم روسی" تبعید" Izgnanie زمانی شروع می‌شود که زن اعتراف می‌کند، حامله است اما بچه مال الکس نیست.

مفهوم شعار فیلم( تگ لاین) را شاید آخرش درک کنیم: " اگر می‌خواهی بکشی، بکش و اگر می‌خواهی ببخشی، ببخش."

فیلمنامه Banishment براساس داستان ویلیام سارویان نوشته شده و ماجرای یک خودخواهی مردانه را نشان می‌دهد.

الکس از زمانی که موضوع " خیانت" همسرش را می‌فهمد، چندین تصمیم می‌گیرد: ترک او، کشتنش و وادار کردن زن برای سقط جنین.

banishment

انتخابش را هم که می‌کند، پشیمان می‌شود... ولی خیلی دیر...

مفهوم خیانت در فیلم کارگردانی (Andrei Zvyagintsev) که قبلا فیلم " بازگشت" را ساخته بود، مفهوم کلیشه‌ای و آشنا در ادبیات و سینما نیست. زن در این فیلم قربانی مفهومی می‌شود که شوهرش از درک آن ناتوان است.

ورا، شبانه‌روز با این موضوع از لحاظ فلسفی و اخلاقی درگیر است و حتی نمی‌داند چطور آن‌را با همسر سرد و بداخلاق و عصبی‌اش درمیان بگذارد.

برای همین هست که بیننده را بیشتر همراه مرد سنتی می‌کند که از مفهوم خیانت دقیقا همان ذهنیت را دارد و آدم را وادار می‌کند با مرد همدردی کند، نه زن.

September 27, 2008

"واقعا نمی‌تونم خودم رو توی آینه ببینم"*

پل نیومن: بیست‌وپنج سال پیش، نمی‌توانستم در یک خیابان قدم بزنم بدون اینکه شناخته شوم. حالا هرجایی بخواهم می‌روم بدون اینکه جلب توجه کنم. کسی از من درباره فیلم‌هایم و سس سالادی که تولید می‌کنم، نمی‌پرسد؛ چون کسی مرا نمی‌شناسد.


paul newman
George Clooney, Paul Newman, Bruce Willis/ 9 November 2006 Photo by Lester Cohen

پل نیومن بعد از گرفتن جایزه اسکار برای فیلم "رنگ پول" سال ١٩٨٦ بعد از چندین‌بار نامزد شدن گفت:" مثل این است که هشتاد سال دنبال یک زن خوشگل بدوی، بالاخره او راضی شود، ولی تو بگویی: خیلی متاسفم! من خسته‌ام."

* اظهار نظر" نیومن" درباره چهره خودش

September 25, 2008

قصه انتخابات

- شش - هفت سال پیش بود که برای مصاحبه با یک عکاس آمریکایی، مدام قرارمان به هم می‌خورد.

او می‌گفت درگیر کمپین انتخاباتی جان‌ کری و بوش هست و زمانش محدود و من اصلا نمی‌فهمیدم وقتی هنوز دو سال از مدت ریاست جمهوری بوش مانده، چطور اینقدر قطعی و زود و با برنامه ریزی مشخص، درحال برگزاری تبلیغات انتخاباتی دوره بعد هستند.

عکاسان و فیلمبرداران و حتی مستندسازان، چندین سال قبل از اینکه بتوانم تصورش را بکنم، کارشان را برای انتخابات دوره بعد یعنی سال ٢٠٠٤ آماده می‌کردند.

خیلی سخت فرصتی شد و با هم گپی زدیم بین کارها و پروژه‌های عکاسی او در کارزار انتخاباتی رئیس جمهور آمریکا.

- حدود ٩ ماه تا انتخابات ریاست جمهوری در ایران مانده و هنوز نامزدها مشخص نشده‌اند. هنوز بحث برسر شرکت کردن یا نکردن خاتمی و نوری وعارف و روحانی و... است و آن طرف هنوز خبر نداریم قرار است کسی تایید صلاحیت هم بشود یا نه؟
تازه نمی‌دانیم اگر آخرین انتخابمان صلاحیت نداشت باید چه بکنیم.


September 16, 2008

مستندی درباره قران و اسلام

مستند" قرآن" را شبکه نشنال‌جئوگرافی تهیه کرده، که مدتی است در طول شبانه‌روز هراز چندی تکرار می‌شود.
در این فیلم برداشت‌ها از قران از دید مسلمان مختلف در کشورهای اسلامی بررسی می‌شود. مسلما به ایران هم می‌آیند و سراغ آیت‌اله صانعی در قم می‌روند که در جلسه‌ای در مورد صیغه و سهم وراثت برای نطفه درست شده در این رابطه حرف می‌زند.

The Koran
در بخشی از این مستند در حرم امام رضا دختران و زنان درباره آرزوهایی که برای گرفتنش در صحن اشک می‌ریزند، حرف می‌زنند

مراسم سینه زنی و زنجیرزنی هم نشان می‌دهند و در مورد دلایل حاجت خواستن از امام رضا از زوار، سوال می‌کنند.

همین کار را در قونیه و استانبول هم می‌کنند و بین صوفیان و مراسمشان با دوربین می‌گردند. سوریه و عربستان را هم از قلم نمی اندازند. در مصر هم سراغ برداشت آدم‌ها از ختنه زنان و آیه‌ای در این زمینه در قران می‌روند که در جست‌وجویشان چنین چیزی پیدا نمی‌کنند.

از دید متخصصان آلمانی و بریتانیایی قران، در زمینه برداشت‌های مختلف از یک آیه و حتی سوره در کشورهای مختلف توضیحاتی را با مدرک و استدلال می‌بینیم و آیه‌های مختلف در مورد دلایل حجاب زنان، جنگ با کفار و جهاد و... بررسی می‌شود.

برای من که دو بار با دقت تکرار این مستند را دیدم، بی‌طرفی آنها مشخص بود. سعی شده، موضوع بدون جبهه‌گیری بررسی شود وحتی نریتور هم با حالتی جملات را می‌خواند که انگار بیش از من نمی‌داند چه چیزی در طول فیلم در انتظارم هست و همراه با "بیننده" کشف می‌کند" قران" چه تفاسیر متنوعی براساس اشخاص در کشورهای مختلف دارد.

هرچند جایی خواندم که در این مستند از دید زنی مدرن و آزاد درباره زنی محجبه و دربند و آزادی روحانی‌اش می‌بینیم و می‌شنویم، اما در این مستند تقریبا نتوانستم دلیلی بر بی‌طرف نبودن، سازندگان آن پیدا کنم.

August 19, 2008

یک موجود زشت جذاب

اگر وال-ئی را دوست دارم به این خاطر است که با کمترین دیالوگ می‌توانی با یک رباط ارتباط برقرار کنی.

به این دلیل که موسیقی کار ده صفحه دیالوگ را می‌کند.

wall-e by PIXAR

به خاطر این هست که تکنیک پیکساری‌ها به جایی رسیده که بعد از حیوان، ماشین و آدم‌آهنی با چند قطعه آهن در یک رباط و حتی یک لایه سفید و یک جفت نور سبز، حس عاشقی و تنهایی و زندگی ماشینی را نشان می‌دهند.

اگر وال-‌ئی را دوست دارم به این دلیل هست که یادم می‌اندازد چقدر توی زندگی گیر کرده‌ایم؛ فقط شکلش با روش احمقانه و گردابی که آدم‌های چاق این کارتون می‌گذرانند، فرق می‌کند.

August 14, 2008

اگه بچه پولدار نیستین !

این مسابقه بیش از آنکه برای عکاسی باشد، راهی برای خالی و سبک کردن انباری‌هایی است که فایده‌ای به کسی نمی‌رسانند و فقط جا و فضا گرفته‌اند.

August 9, 2008

لایحه چندهمسری

طبق قانونی که هیچ‌وقت مطرح و تصویب نشده بود، سه نفر از پنج دوست نزدیک پدرم، دو تا سه زن دارند؛ بماند صیغه‌ای یا دائم. مهم این هست که همسران اول این مردها موضوع را می‌دانند و دم برنمی‌آورند.

زنی که می‌داند، شوهرش با زن دیگری در ارتباط هست، به صورت شرعی یا غیرشرعی و هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد، چقدر از این لایحه‌ای که همین روزها قرار است تصویب شود، ابا دارد؟

برای همین است که من بیش از اینکه نگران قانونی شدن موضوع چند زنه شدن مردان ایرانی باشم، نگران همان زن‌هایی هستم که از ترس از دست دادن زندگی مشترک و سقف روی سرشان، حق خود نمی‌دانستند در مورد چیزی که به نظرشان تعریف درست ازدواج بوده، اعتراضی بکنند.

حالا بعد از رای مثبت نمایندگان چندزنه مجلس ( به گفته پروین اردلان) چقدر حق خود می‌دانند که تعریف درستی از زندگی مشترکشان داشته باشند؟

شاهین نجفی و گروه تپش 2012
ما آخر خطیم